جمعى از نويسندگان
62
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
نمىتوانيد بسازيد به دنبال كار ديگر برويد . » « 1 » قاضى در زندگى خود با تنگناها و مضيقه هاى اقتصادى متعددى مواجه بود اما از آن در مسير سلوك خود بهره مى برد . « وضع مالى قاضى بخصوص بعد از قطع شهريه ايشان بسيار بد و نابسامان بود . ايشان گاهى چنان در فشار مالى قرار مى گرفتند كه كتابهاى خود را مى فروختند . » « 2 » اين نوع معيشت مورد نارضايتى اين عارف وارسته نبود بلكه به فرزندان هم مى فرمود : « هركس نمى تواند اين وضع را تحمل كند برود كار كند . از اين رو برخى فرزندان وى به كار مشغول شدند . » « 3 » اين زندگى دور از تشريفات با تأكيد وى در استفاده از رزق حلال و پرهيز از اموال شبهه دار پيوند داشت . « روزى به منزل ميرزا على اقا قاضى رفتيم . پيش از آن همه پول گذاشته بوده و جمع كرده بوديم تا تقديم ايشان كنيم . پس از آنكه پول را تقديمشان كرديم با آنكه پولها مخلوط بود ولى ايشان به دقت پول مرا جدا كرد و آن را برداشت . و بقيه پول ها را به خاطر شبهه ناك بودن آن به صاحبانشان برگرداند و مصرف نفرمود . » « 4 » كناره گيرى از تعلقات دنيوى از اصول مكتب عرفانى قاضى بود اما اين به معناى گوشه گيرى مستمر از خلق نمى باشد . از فرزندشان سيد محمد حسن قاضى نقل شده كه : « يك وقت تذكره الاولياء را مى خواندم . رسيدم به اين داستان كه يكنفر دوسال از عمرش را در يك جايى براى عبادت نشسته تا اينكه پيراهنش به تنش چسبيده ، آقاى قاضى فرمودند كه اين فضيلت نيست ، اين چه فضيلتى است ؟ » « 5 » پس آنسوى حيات توحيدى آقاى قاضى رد هرگونه رياضت هاى غير شرعى بود . « ايشان اعتقادى به رياضت هاى غير شرعى و سخت نداشت . » « 6 » البته عدم رياضت هاى سخت به معناى ترك مستحبات عبادى در اين مكتب عرفانى نبود . سيد قاضى در مسير مواهب تكوينى خداوند ، توجه به نيازهاى جسمانى را نيز براى نشاط روح لازم دانسته و در كميت و كيفيت راه براى آن نقش قائل بودند . « از نظر قاضى اين سخن كه بايد تن را رها كرده و به آن نپرداخت درست نبود . ايشان معتقد بود كه بايد به تن رسيدگى كرد تا از آن بتوان كار كشيد چرا كه به نظر ايشان ترقى و تعالى انسان از رهگذر بدن فراهم مى آيد . تن را مركب روح مى دانست و به همين دليل همواره در تابستان لباس سفيد وتميز و در زمستان پارچه برك مايل به سفيد مى پوشيد . به خصوص به كفش اهميت فراوانى قائل بوده و عطر زيادى هم استفاده مى كرد . عطر خاصى بنام كاهو برايش از هند مى آوردند و اغلب از آن استفاده مى كرد . » « 7 »
--> ( 1 ) - بحر خروشان ، 142 ( 2 ) - بحر خروشان ، ص 143 ( 3 ) - يادنامه استاد مطهرى ، ج 1 ، تهران ، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى ، 1360 ، ص 240 ، ( درياى ، 102 ) ( 4 ) - بحر خروشان ، ص 102 ( 5 ) - ياد نامه عارف كبير سيد على قاضى ، كيهان فرهنگى ، شماره 206 ، آذر 1382 ، مصاحبه با استاد سيد محمد حسن قاضى . ( 6 ) - صلح كل ، ص 83 تا 130 ( 7 ) - كيهان فرهنگى ، شماره 206 ، ص 7 . 6